دور از خانه

از اسمش که پیدا است! از زندگی دور از خانه ی خودم مینویسم
یک آدمی مثل من هیچ موقع آمریکایی نخواهد شد. یعنی وقتی که اینجا آمدم که تقریبا شخصیتم شکل گرفته بود. ولی مساله ای که هست دیگه ایرانی هم نخواهم بود. یعنی چند سال زندگی با فرهنگ و مردم جدید بی تاثیر نیست. یعنی وقتی یک چیزی را هر روز دیدی و شنیدی کمکم به عنوان عرف قبولش میکنی.

خوب حاصل ترکیبی غریب میشه. ترکیبی که بعضی از خوبی های شرقی را داره، بعضی بدی هاش را هم. و بعضی از خوبی های غربی را داره بعضی از بدی هاش را هم. از آزادی های غربی لذت میبرم، ولی هنوز مثل یک شرقی قضاوت میکنم. مثل یک شرقی به ارزش های خانواده احترام میگذارم ولی مثل یک غربی خیلی سال که خانواده ام را ندیدم.

به نظر من مهمتری مشکلی که ایجاد میکنه سر در گمی شخصیتی است. این که خیلی وقت ها نمیدونم که حالا باید مثل یک شرقی عمل کنم یا مثل یک غربی.


+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:42  توسط دوری  |