دور از خانه

از اسمش که پیدا است! از زندگی دور از خانه ی خودم مینویسم
این یک مکالمه ی کتبی بین خاله آذر ام دی و پرتقال ام دی هست!

خاله آذر ام دی:

"مروز صبح همش با خودم فکر می کردم که چقدر بده کسی که دوستیش برام مهمه به من بی اعتماد بشه...چقدر بده که فکر کنم بی اعتبار بشم پیش یک دوست چند ساله...

حتی فکر کردن به همچین حسی خوب نیست...چون هیچ جور نمیشه اون حس رو بازگردوند..."

پرتقال ام دی:

"میدونی از رابطه هایی که واسه نگه داشتنشون باید خیلی تلاش کنی و اگه اشتباهی کنی باید فاتحه اون رابطه رو بخونی متنفرم. اعتماد وقتی از بین میره که خیلی ارزیابی بشه اون رابطه و همش زیر ذره بین باشی."

خوب من با هر دوشون موافقم. یعنی اونی را که خاله آذر میگه تجربه کردم و اونی که دکتر پرتقالی میگیره را به شدت احساس کردم.

پی نوشت: ام دی در انگلیسی مخفف مدیکال داکتر هست. برای اطلاعات بیشتر به این پست مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ساعت 8:2  توسط دوری  |